السيد الطباطبائي ( مترجم : سيد محمد ثقفى )

108

گلچينى از معارف تشيع ( فارسى )

نيكويى درباره آنان را به عهده گير . « 1 » چه كسى كه بر جاى بود و چه آن كه با مال خود از اين سو بدان سو ، رَوَد و با دست‌رنج خود كسب كند ، « 2 » كه آنان مايه‌هاى منفعت‌اند و پديدآورندگان وسيلت‌هاى آسايش و راحت . و آورنده آن از جاهاى دور دست و دشوار ، در بيابان و دريا و دشت و كوهسار . جايى كه مردمان در آن‌جا گرد نيايند و در رفتن بدان جا ، دليرى ننمايند . اين بازرگانان مردمى آرامند و نمىستيزند و آشتى جويند و فتنه‌اى نمىانگيزند . « 3 » به كار آنان بنگر ، چه در آن‌جا باشند كه خود به سر مىبرى و يا در شهرهاى ديگر . و با اين همه بدان كه ميان بازرگانان بسيار كسانند كه معاملتى بد دارند ، بخيلند و در پى احتكارند و سدّ خود را مىكوشند و كالا را به هر بها كه خواهند مىفروشند و اين سودجويى و گران‌فروشى زيادى است براى همگان ، و عيب است بر واليان . پس بايدت از احتكار منع نمود كه رسول خدا صلى الله عليه و آله از آن منع فرمود . « 4 » و بايد خريد و فروش

--> ( 1 ) . ابن ابى الحديد توضيح مىدهد كه دو گروه نخستين اين گروه‌ها تاجران‌اند ( آن‌هايى كه مستقيم مال التجاره‌مىفروشند و يا آن‌هايى كه با كالاهاشان به مسافرت مىروند ) . سومين گروه ، حرفه گران و صنعت‌گران است . ج 17 ، ص 84 . . ( 2 ) . ترجمه اين جمله ( به بيان مترجم ، چبتيك ) تقريباً آزاد است و از توضيح ابن ابى الحديد اقتباس شده است : « بپذير ، شور و مشورت مرا درباره با تاجران و صنعت‌گران بپذير ، و مشورت ديگران را در رابطه با آن‌ها ناديده بگير و لغو كن . ج 17 ، ص 83 - 84 . . ( 3 ) . اين ترجمه ادبى است از توضيح و تفسير ابن ابى الحديد كه به شرح زير مىباشد : سپس امام مىگويد ، مطمئناً آن‌ها افراد شريفى هستند ، البته گفته مىشود كه تاجران و صنعت‌گران نيز چنين هستند . امام يارى و علاقه مالك اشتر را به آن‌ها ، تحريك مىكند و مىگويد كه تاجران و صنعت‌گران مانند مستوفيان و خراج بگيران و فرماندهان ارتش نيستند . بايد آن‌ها مورد حمايت قرار گيرند ، پشتيبانى شوند و مورد عنايت باشند . از آن‌جا هيچ نوع خطر و بلايى از آنان متوجه دولت نمىباشد و نه درباره ثروت و اموال شان ، بى وفا و نمك نشناس باشند . ( كه در مورد خراج بگيران وضع چنين است ) و نه درباره حكومت كه آن‌ها ممكن است خرابى ايجاد كنند ( چنان كه وضع در مورد فرماندهان ارتش چنين است ) ج 17 ، ص 84 . . ( 4 ) . مطابق روايت حضرت جعفر صادق ( ششمين پيشواى مذهب شيعه 12 امامى ، بنيان‌گذار مكتب فقهى جعفرى ) مكروه است احتكار كردن و مردم را بى آذوقه گذاشتن و پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده است : احتكار حرام است . و اين نظريه دومى ، صحيح است . رحمت خدا بر كسى كه كالا وارد مىكند و لعنت خدا بر كسى كه آن را احتكار مىنمايد . مطمئناً احتكار در دو صورت و شرط حرام است . به طور مثال : غذا و طعام ( گندم ، جو ، خُرما ، رطب ، كشمش ، كره خالص ، نمك ) ذخيره شود و به انتظار بالا رفتن قيمت باشد . 2 . اگر پخش كننده و توزيع كننده ديگرى نباشد كه كالا را از او بخرند - و يا پيش او پيدا شود . الفكيكى : الراعى و الرعيه ، : ج 2 ، ص 165 . .